- تاریخ: 1401/10/25 ساعت: 20:05
به نام تنها پناه آشفتگان ديارسرنوشت تقديم به توکه هنوزهم تکهxadاي ازآسمان درچشمانت،جرعهxadاي ازدريا دردستانت وتجسمي زيبا ازخاطره ايثار گلxadهاي سرخ درمعبدارغواني دلت به يادگارمانده است. نخستين چکه ناودان بلند يک احساس رادرقالب کلامي ازجنس تنفس باغچهxadهاي معصوم ياس به روي حجم سپيد يک دفترميxadريزم و...
کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟ - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 15:27
تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب بدین سان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب تبی این گاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه چه آتشها که در این کوه برپا می کنم هر شب تماشایی است پیچ و تاب آتش ها .... خوشا بر من که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست چگونه ...
زيباترين و دورترين ستاره - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 1:30
گفتند : ستاره را نمیتوان چيد و آنانکه باور کردند برای چيدن ستاره حتی دستی دراز نکردند. اما باور کن که من به سوی زيباترين و دورترين ستاره دست درازکردم و هرچند دستانم تهی ماند اما چشمانم لبريز ستاره شد! ستارههای درونت را در شب چشمانت رها ساز و باور کن عشق را هدفی نيست آنچنان که به دست آيد در آغوش جای ...
کیستی؟ کیستم؟ - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 1:30
اگر روزی بپرسند او کیست؟ می گویم او کسی ست که لطف در کلامش محبت در لبانش ;دوستی در نگاهش و صداقت در دستانش و عشق در چشمانش موج میزند اگر بپرسند خانه اش کجاست؟ می گویم خانه اش در خیابان محبت کوچه صداقت,پلاک رفاقت و درون قلب استقامت ست . اگر پرسیدن نامش چیست و اکنون کجاست؟ می گویم نام او نام من ست و ه...
راستی چی شد؟ - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 1:30
قسم به عشقمون قسم همش برات دل وا پسم قرار نبود اینجوریشه یهو بشی همه کسم راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم شاید میگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم به ملاقات امدم ببین که دل سپرده داری چگونه عمری از احساس عشق شدی فراری نگاهم کن دلم را عاشقانه هدیه کردم تو دریا باشو من جویبار عشقو در توجاری م...
وصیت - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 1:29
خدا وصیت منو گوش بده نامه رو بخون شاید دیگه من نباشم مواظب عشقم بمون می سپارمش بهت میرم تموم تار و پودمو یه وقت نیاد برنجونیش کسل کنی وجودمو خدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب سادشو کسی نیاد تو زندگیش بشینه زیر سایشو بهش بگه دوستش داره خیلی بده زمونمون خدا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون فردا قراره من و تو از...
مرگ - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 1:29
هر مرگ اشارتی است به حیاتی دیگر برگی از شاخه بر زمین فرو می افتد و تو میپنداری که دیگر نیست!! ولی برگ به کام زمین فرو می افتد و غذای خاگ می شود تا خاک بتواند ریشه های گرسنه را تغذیه کند تا بهاردیگری به جای این برگ فرو افتاده از شاخه برگهای بیشتر جوانه زند شاخه های کوتاه تر بلند تر گردد وقامت درخت رش...
چشم هامون - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 1:29
چشمهای من و تو روزگاریست غریبانه به هم می نگرند سایه ها ، خوشبختند نه به افسون نگاهی دل می سپارند و نه به دوست عبث می نگرند سایه ها بی قلبند ، کینه ها در دلشان راهی نیست عشق من و عشق تو هر دو افسانه سنگ است و سبو من غریبانه به خوشبختی خود می نگرم و تو غمگین تر از آنی که مرا شاد کنی